ژانر

دانلود کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم pdf اثر فاروق رضوان

دانلود کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم pdf اثر فاروق رضوان

دانلود کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم pdf اثر فاروق رضوان pdf

نام : کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم

نام نویسنده : فاروق رضوان

ژانر رمان : روانشناسی

تعداد صفحات رمان : 249

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دانلود کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خـود کنیم اثر فاروق رضوان به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

این اثر برای دوستان است که مـی خـواهند یک رابطه را آغاز کنند و سپس شخص مورد نظر خـود را عاشق و وابستـه ی خـود کنند تا این رابطه به یک ازدواج موفق ختم شود، در این کتاب نه تنها روش های عاشق کردن آموزش داده مـی شود بلکه یاد خـواهیـد گرفت چگونه شخص مورد نظر خـود را مطابق با باورهای خـود تغییر دهیـد بدون اینکه خـود متـوجه ی این موضوع شود …

خلاصه کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خـود کنیم

(یک اشتباه بزرگ)؛ انسان ها همـیشـه به دنبال عاشق کردن و ایجاد علاقه در دیگران هستند؛ هدفی که اگر درست پیش نرود مـی تـواند شکست های سختی را برایشان به دنبال داشتـه باشـد … یکی از بزرگترین اشتباهاتی که معمولا در این رابطه مرتکب مـی شوند این است که فکر مـی کنند یک فرمول کلی و جهانی برای به دام انداختن قلب همه وجود دارد

فکر مـی کنند مـی تـوانند یک شیوه ی خاص پیـدا کنند و در مورد همه به کـار گیرند به طوری که به هیچ تغییری نیز نیاز ندارد. انسان ها موجودات پیچیـده ای هستند؛ هر شخصی اعتقادات، تجربیات، رویاها، آرزوها و گذشتـه ی متفاوتی دارد، این حقـیقت که کسی چیزی را دوست دارد حتماً به این معنی نیست که دیگری نیز همان چیز را دوست داشتـه باشـد

در مورد ویژگی های انسان ها نیز به همـین گونه است؛ موضوعی که یک نفر را جذب مـی کند ممکن است شخص دیگری را جذب نکند. مثال پسری ممکن است دختری را به خاطر اینکه شبیه پدرش است عاشق خـود کند در صورتی که شایـد نتـواند شخص دیگری را به خاطر عدم وجود چنین شباهتی عاشق خـود کند. چیزی که سعی دارم بر آن تاکیـد کنم این است که …

دانلود کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خـود کنیم

دانلود کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم pdf اثر فاروق رضوان

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf اثر نرگس عبدی

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf اثر نرگس عبدی

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf اثر نرگس عبدی pdf

نام : رمان دنیا دار مکافات

نام نویسنده : نرگس عبدی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 2132

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

رمان دنیا دار مکـافات

دانلود رمان دنیا دار مکـافات اثر نرگس عبدی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

روایت یه دلدادگی شیرین از نوع دخترعمو و پسرعمو. راهی پر از فراز و نشیب برای وصال دو عاشق. چشمانم دو دو مـی‌زند.. این همان وفایِ من است که چنبره زده است دور علی‌ِ من؟ وفایی که از او‌ انتظار وفا داشتـه‌ام، حالا شـده است مـگسی گرد شیرینی‌ام… او که مـی‌دانست گذران شب و روزم از عشق علی‌ست. تنها شاهد شیـدایی‌ام بود. در اوج مستانۀ رفاقتمان گفتـه بود، دستانم را همچون پروانه‌ای مـی‌نشاند در دستان او… اما حالا چه مـی‌بینم؟! دستان خـودش حلقه شـده بر دریای شانه‌های او… نامم حديث است، اما نمـی‌گذارم سوز عشقـی که به دستِ نزدیک‌ترین دوستم سوزانده شـد، حرف و حدیث مردم مـی شود…

خلاصه رمان دنیا دار مکـافات

وفا پازل تکمـیل کننده شخصیت علیرضا نیست! من مـی شناسمش؛ بیش از پیش او را از هم مـی پاشـد. علی اسیر تنهایی است. اسیر یک اشتباه بزرگ در گذشتـه ای نه چندان دور. اشتباهی که دنیایش را از چنگ جهانش گرفت. دنیا خـواهر دردانه اش بود که حالا نگـاهش تاب گره خـوردن در چشمان رنجور او را ندارد. دنیا که او را پس زد، جهانش را سیاهچاله ای ژرف بلعیـد.

علی با اشتباهی ناخـواستـه که ریشـه در گذشتـه اش دارد، خـواهرش را از آغوش کرد رویاهایش راند! آن هم در اولین شب زندگی مشترکشان!  فقط من مـی دانستم که چطور زیر بال و پر احساسم پناهش دهم و این ننگ را از پیشانی اش همچون دانه های درشت عرق بزدایم. من برایش مادر مـی شـدم! مادری که تا بتـواند الفبا بیاموزد و نامش را روی رگ های قلبش حک کند، از کنارش پر کشیـد.

از او پدری مـی ساختم که آن قدر در هوای پدری اش غرق شود که فراموش کند مرگ دردناک پدر خـودش را. دار دنیا عجیب تنگ است. ارتفاعش هم به بلندای گناهان خـواستـه و ناخـواستـه ماست. مـی پیچد دور گلو و تا لبه تیز مرگ مـی کشـد اما نمـی کشـد. از این روست که مـی گویند، دنیا دار مکـافات است.

قـیمت : 18000 تـومان

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf اثر نرگس عبدی

دانلود رمان بد خوب pdf اثر شقایق لامعی

دانلود رمان بد خوب pdf اثر شقایق لامعی

دانلود رمان بد خوب pdf اثر شقایق لامعی pdf

نام : رمان بد خوب

نام نویسنده : شقایق لامعی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 1563

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دانلود رمان بد خـوب اثر شقایق لامعی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش و لینک مستقـیم رایگـان

آذین، مهندس پزشکی شاغل در شرکت مدیکـاب است، این شرکت تصمـیم مـی گیرد جهت ورشکستگی آذین را به عنوان جاسوس، راهی شرکتی کند که تمام امتیازات کـاری را گرفتـه، آذین با نام نگـار ادیب فر وارد شکرت پژوهان مـی شود و …

خلاصه رمان بد خـوب

دیگر آخرهای مراسم بود لیوانی که بهروز برایش پر کرده بود را گرفت و باربد پرسیـد چی شـد؟ این اولین باری بود که باربد را در یک مهمانی، تا این حد ساکت و نشستـه روی صندلی مـی دیـد … به سمتش چرخیـد و گفت: گفتم بذارش برای بعد از مراسم بهروز نگـاهش را بین دو برادر جا به جا کرد … دیگـه تمومه … رسماً داشت از زیرِ بارِ جواب دادن شانه خالی مـی کرد

فردا باربد برزخی شـد چی … چی رو فردا؟ چرا نمـیگی چی شـده و داری چیکـار مـیکنی؟ از جایش برخاست و عصبی اما کنترل شـده گفت: گفتم درست مـیشـه، پس درست مـیشـه! چه فرقـی داره که دارم چه غلطی مـیکنم؟ نگران شرکت و منافعش هستین؟ من حفظش مـیکنم؛ کـاری که همـیشـه انجامش دادم … باربد متعجب نگـاهش کرد و بهروز با آرامش گفت: حالا چرا از کوره در مـیری؟

باربد از جایش بلند شـد آره! فقط تـو مـیفهمـی و مـیـدونی که بایـد چیکـار کنی … فقط تـویی که شرکت رو سرپا نگـه داشتی … ماها اونجا دستـه بیلیم بهروز هشـدارانه نگـاهش کرد … بس کنیـد … یه امشب رو باربد ناسزایی گفت و دور شـد و با رفتنش بهروز پرسیـد چرا عصبی هستی؟ نمـیـدانست و از اینکه علتش را نمـیـدانست، عصبی تر هم مـیشـد

همه چیز داشت طبقِ قاعده ای که در سرش بود پیش مـی رفت و هیچ مشکلی نبود اما نمـی دانست چرا فکر کردن و حرف زدن درباره ی این موضوع تا این حد بهم اش مـی ریزد … نگـاهی به مهمانهای در حالِ خداحافظی کردن انداخت و بی آنکه جوابی به بهروز بدهد، مـیز را دور زد و فاصله گرفت … شایـد تنهایی و سکوتِ خانه مـی تـوانست آرامشِ از دست رفتـه اش را برگرداند

زمان خـوبی بود برای ترک کردنِ مهمانی کـارهایی که لازم بود قبل از رفتن انجام دهد را انجام داد و بعدش تالار را ترک کرد درون ماشینش که جا گرفت، سکوت کمـی آرامش کرد اما نا آرامـیِ اصلی اش بابت هیاهو نبود ماشین را روشن کرد و قبل از آنکه حرکت کند، جعبه ی سیگـار و فندکش را از جیب کتش بیرون کشیـد و به محضِ آنکه سیگـار را ما بین لبهایش جا داد

قبل از روشن کردن فندک، تصویرِ تداعی شـده در ذهنش باعث شـد دست نگـه دارد … فندکش را رها کرد و خم شـد به سمت داشبورد، جایی که فندک اهداییِ آذین زمانی را گذاشتـه بود مـیان وسایل پیـدایش کرد … فندک سیاه و ساده ای که رسالتِ هدیه دادنش را نمـیـدانست … چند لحظه ای مـیان انگشتانش بازی اش داد، روشنش کرد و …

دانلود رمان بدخـوب

دانلود رمان بد خوب pdf اثر شقایق لامعی

دانلود رمان حس اشتباه pdf اثر مریم پیروند

دانلود رمان حس اشتباه pdf اثر مریم پیروند

دانلود رمان حس اشتباه pdf اثر مریم پیروند pdf

نام : رمان حس اشتباه

نام نویسنده : مریم پیروند

ژانر رمان : اجتماعی، عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 2903

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دانلود رمان حس اشتباه اثر مریم پیروند به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

جانا درگیرِ یک احساس متفاوت است، احساسی که فکر مـی کند واقعی‌ترین حسش تا به امروز بحساب مـی آیـد، این احساسات از لحظه‌ای رقم مـی‌خـورند که صمـیمـی‌ترین دوستش رُزا سعی دارد راه و فکر او را به بیراه بکشـد، اما با اومدنِ شاهو در زندگی اش، کم کم از این اشتباه بیرون مـیایـد …

خلاصه رمان حس اشتباه

صدای گریه های تصنعي مامان و ضجه هایی که گریه هاش ،بود سکوت قبرستـون رو مـی شکست… حتی صدای مداح هم به گرد صدای مامان نمـی رسیـد… عمه ریا به هم با پا به پای ضجه های مامان ناله مـیکرد، اشک مـی ریخت و گلهای پرپر شـده ی قبر رو به هم مـیزد داداش عزیزم… داداش مهربونم… دردت به جون خـواهرت چرا رفتی چطور دلت اومد تنهامون گذاشتی.

چطور تـونستی مارو بی کس کنی… تـو هم داداشم بودی هم آقام تنها منو بهداد بودیم که از سر سوز و یاد و خاطره ی بابایی اشک مـی ریختیم و ناله مـیکردیم از نظر منو بهداد حتی گریههای عمه هم تصنعی و ساختگیه و بیشتر بخاطر حفظ آبروشون داره گریه مـیکنه بهداد کنارم اومد و به آرومـی گفت: مامانتـو بگو جمع کنه بایـد بریم رستـوران، همه منتظرن …

قـیمت : 28000 تـومان

دانلود رمان حس اشتباه pdf اثر مریم پیروند

دانلود رمان هم بند pdf اثر عسل ظاهری

دانلود رمان هم بند pdf اثر عسل ظاهری

دانلود رمان هم بند pdf اثر عسل ظاهری pdf

نام : رمان هم بند

نام نویسنده : عسل ظاهری

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات رمان : 604

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دانلود رمان هم بند اثر عسل ظاهری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

مورد دختری به اسم یاراست که سرنوشت عجیبش با جدایی پدر و مادرش شکل مـیگیرد، با بزرگ شـدن یارا ، بخاطر علاقه و شرایطش به خـوانندگی مشغول مـیشود و از شانس بد دستگیر شـده و مجرم شناختـه مـیشود، بعد آزادی از زندان متـوجه مـیشود که …

خلاصه رمان هم بند

سقف بالای سرم تاریک و تا حدودی تار عنکبوت بستـه بود و مـیشـد حدس زد که چقدر نم پس داده! مثل بیشتر مواقع دلم گرفت.. چرخیـدم و نگـاهی به همخـونه هام انداختم… همخـونه هایی که از خـودم بدتر، بایـد تـوی یه چهاردیواری کثیف و سرد سر مـی کردن.. هرکدوم تـوی فضا و جو خـودش غرق بود. روی لبه تخت نشستم و با بی حوصلگی گفتم: چرا شما امروز انقدر ساکتیـد؟ آیـدا که البتـه برخلاف اون دوتا ساکت نبود و گـاهی سرفه مـیکرد، با صدای دورگـه شـدهش گفت: حوصله ی من که خیلی سر رفتـه، یکم برامون بخـون.

صدام و صاف کردم و گفتم: وقتی بغض دارم صدام بد مـیشـه ولی باشـه مـیخـونم! بدون اینکه منتظر باشم چیزی بگن، شروع به خـوندن تیکه ای از آهنگی که یادم مونده بود کردم:_به خـودت مـیای ُ تـو هم…الانم دورت پرن..من مـیفهمم و مـیـدونم، بر مـیگردی به خـودم! آیـدا بین سرفه گفت: ول کن این و دیگـه..صد بار خـوندیش! بهار نیشخندی زد و در ادامه ی حرف آیـدا ُ گفت: اهوم..انگـار شکست عشقـی خـورده..یه چیز بخـون به حال ما ها بخـوره، شایع دیـدی چی مـیخـونه؟

با کلفت کردن صداش اضافه کرد_:تـو خیابونا بودم با بی پولا بودم.

مژگـان تـوی جاش جا به جا شـد و گفت:همون قبلی بهتر بود. پوفی کشیـدم و کلافه گفتم: چقدر تـوقع دارین از منی که دو ماهه آهنگ گوش ندادم! آیـدا سرفه ای کرد و گفت: خیلی خب هرچی دلت مـیخـواد بخـون، ما صداتـو دوست داریم. کمـی فکر کردم و با انگشتم صدای تیک در آوردم، با لبخند گفتم: از تتلو مـیخـونم که به حال هممون بخـوره! هر سه با شادی استقبال کردن …

دانلود رمان هم بند

دانلود رمان هم بند pdf اثر عسل ظاهری

دانلود رمان ساری گلین pdf اثر کیمیا ذبیحی

دانلود رمان ساری گلین pdf اثر کیمیا ذبیحی

دانلود رمان ساری گلین pdf اثر کیمیا ذبیحی pdf

نام : رمان ساری گلین

نام نویسنده : کیمیا ذبیحی

ژانر رمان : عاشقانه , درام

تعداد صفحات رمان : 3157

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دانلود رمان ساری گلین از کیمـیا ذبیحی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

داستانی پر از عشق و هیجان، اجبارهای تلخ و شیرین و ازدواج هایی ناخـواستـه و اجباری، مرگ عشق و قاتلی نامشخص، گونش دختری از ایل شاهسون‌ های اردبیل، که پس از به قتل رسیـدن شوهرش، تن به ازدواجی ناخـواستـه مـیـده، ازدواج با خان ‌زاده‌ای مغرور که دلش از سنگ هست و هنوز هم داغ‌ دار به قتل رسیـدن برادرش است …

خلاصه رمان ساری گلین

صورت مظلوم و خابالود پینار چشم دوختم. شک نداشتم که گونه هایم از خجالت گل انداختـه. لب گزیـدم و پشت دستم را به پیشانیِ سرد و عرق کرده ام کشیـدم. صدایش را شنیـدم که ما مخاطب قرار داد: -برات صبحونه مـیارم، تـو مشغول باش. بدون اینکه نگـاهش کنم، جوابش را دادم. -ممنونم؛ خـودم پینار رو بخـوابونم مـیرم صبحونه مـیخـورم، زحمت نمـیـدم بهت… سری تکـان داد و قبل از بیرون رفتنش، دوباره صدایم کرد. -امروز بایـد یه سری به سیّد بزنم و باهم بریم شـهر… چیزی لازم داری برات بگیرم؟

-نه، ممنونم… و سرم را بیشتر تـوی یقه ام فرو بردم تا دیگر سوالی از من نپرسد و زودتر از کومه بیرون برود. با رفتنش، نفس آسودهای کشیـدم و چنددقـیقه بعد، پینارِ غرق در خـواب را روی پتـو گذاشتم و ملحفه نازکی رویش کشیـدم. دلم هوایش را کرده بود… و حالا که تکین نبود، بهترین فرصت برای دیـدنش بود. بعد از اینکه از خـواب بودنِ پینار اطمـینان حاصل کردم، بلند شـدم و از کومه بیرون رفتم. هوا روشن شـده و اهل ایل کم کم از آلاچیقه ایشان بیرون آمده بودند. نگـاهشان به من خیلی عجیب بود؛ انگـار که جرمـی مرتکب شـده باشم، زیرچشمـی نگـاهم کرده و زیرگوش هم، پچپچ مـیکردند. نگـاهم را دزدیـدم و پایینِ یایلقم را بالا آوردم، و روی دهانم کشیـدمش.

به سمت محل نگـهداری دامهای آتاخان رفتم و با دیـدنِ قره، که به ستـونی چوبی بستـه شـده و بیتاب جنب و جوش مـیکرد، لبخند غمـگینی کنجِ لبانم جا خـوش کرد. نزدیکش شـدم و بندِ افسارش را از ستـونِ چوبی باز کردم. به طرف خـودم کشیـدمش و سرم را روی سرش گذاشتم، و نالیـدم: -منیم قره آتم، نیه سرنوشتیمـیزدَه اِبیلم قرهییـدی؟… )اسبِ سیاهِ من، چرا سرنوشتمون هم اینقدر سیاه بود؟…( اشکم، موهایش را تر کرد. فاصله گرفتم و سرِ انگشتانم را روی گونه ام کشیـدم.

سوارش شـدم و از آنجا بیرون آمدیم. برخـورد محکمِ هوای سرد با پوست صورتم، حس زندگی به من مـیـداد. یایلقم را محکمتر بستم و چندباری پلک زدم تا اشکهای جمع شـده در چشمانم که حاصل باد سرد و شـدیـد بود، از جلوی دیـدگـانم کنار بروند. به طرف تپه ی سیاه رفتم و تا رسیـدن به آنجا، صدها بار مردم و زنده شـدم. باز مـیتـوانستم ببینمش… باز هم قرار بود عشقمان را از سر بگیریم. دلم برای دوباره دیـدنش چنان بیتابی مـیکرد که هرآن امکـان مـیـدادم از سینه ام بیرون بپرد. نمـیـدانستم خـوشحالم، یا حالِ گریه دارم. دلم دیـدنش را مـیخـواست، دیـدنِ اویی که چندین روز و شب بود خـودش را از من دریغ کرده بود و من… و من بیرحمانه، خـود را از او محروم و او را تشنه ی دیـدنم کرده بودم…

دانلود رمان ساری گلین

دانلود رمان ساری گلین pdf اثر کیمیا ذبیحی

دانلود رمان آرام pdf اثر سیمین شیردل

دانلود رمان آرام pdf اثر سیمین شیردل

دانلود رمان آرام pdf اثر سیمین شیردل pdf

نام : رمان آرام

نام نویسنده : سیمین شیردل

ژانر رمان : عاشقانه , اجتماعی

تعداد صفحات رمان : 261

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دانلود رمان آرام اثر سیمـین شیردل به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

ارام که به درخـواست خانواده برای تعطیلات و استراحت به تـهران نزد عمه ی خـود مـیرود در آنجا با دوستان عمه و فرزندانشان آشنا مـیشود، در این مـیان تـوجه آرام و فریـد پسر خانم فرخی بهم معطوف مـیشود، وبا پیشنهاد ازدواج فریـد روبه رو مـیشود در حالی است که آرام نمـیـداند درخـواست ازدواج فریـد از روی نقشـه و برنامه است …

خلاصه رمان آرام

به محض جا به جا شـدن روی صندلی اش از پنجره نگـاهی به بیرون انداخت. سرش اندكی گیج رفت . به پشتی صندلی تكیه داد و لحظاتی چشمانش را بست . گرمای شیراز طاقت فرسا بود .اما مـی دانست گرمایی شـدیـد تر در تـهران در انتظار اوست. آرام دانشجوی سال دوم حقوق نمونه ی كامل دختری شرقـی زیبا بود. جسارت و هوش سرشارش زبانزد خاص وعام بود

او دارای روحی لطیف و حساس بود كه این را از مادر به ارث برده بود . پدرش سرهنگ بازنشستـه ی نیرمـی هوایی بود طوری او را تربیت كرده بود كه مانند یک مرد بتـواند بدون هیچ ترس و واهمه ای در اجتماع قدم بردارد . پدر تفاوتی بین تربیت دختر و پسر نمـی دیـد و اعتقاد داشت هر دو بایـد نجیب وشجاع باشند

آرام یاد گرفتـه بود كه تـوقع چندانی در زندگی نداشتـه باشـد و همواره به داشتن چنین خانواده ای به خـود مـی بالیـد . این را خـوب مـی فهمـیـد كه پدر نگران آینده ی اوست. این باعث مـی شـد كه او با احتیاط قدم بردارد زیرا كوچكترین اشتباه یا خطایی را موجب به هدر رفتن زحمات پدر و مادرش مـی دیـد. آرام موقعیت خـود در زندگی را مدیون پدر و مادرش مـی دانست زیرا آن ها با تمام وجود و عاشقانه زندگی خـود را وقف او و برادرش امـیر كرده بودند. با فرود هواپیما و بر خـورد چرخ های آن با سطح باند فرودگـاه رشتـه ی افكارش از هم گسیخت …

دانلود رمان آرام

دانلود رمان آرام pdf اثر سیمین شیردل

دانلود کتاب رازم را نگهدار pdf اثر سوفی کینزلا

دانلود کتاب رازم را نگهدار pdf اثر سوفی کینزلا

دانلود کتاب رازم را نگهدار pdf اثر سوفی کینزلا pdf

نام : کتاب رازم را نگهدار

نام نویسنده : سوفی کینزلا

ژانر رمان : عاشقانه , کلاسیک , تاریخی , قدیمی

تعداد صفحات رمان : 246

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

کتاب رمان رازم را نگـهدار

دانلود کتاب رمان رازم را نگـهدار از نویسنده سوفی کینزلا به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش و لینک مستقـیم رایگـان

وقتی هواپیما با جریان تند باد برخـورد مـیکند و دچار تکـانهای شـدیـد مـی شود، اما حس مـیکند همه در هواپیما مـی مـیرند واز شـدت اضطراب بی اختیار شروع به حرف زدن مـی کند و تمام رازهای ریز و درشت زندگیش را به مسافر صندلی کناری مـیگویـد،ولی هواپیما سالم به زمـین مـی نشیند ! مشکل از جایی شروع مـی شود که….

خلاصه کتاب رمان رازم را نگـهدار

به هرحال مطمئن بودم روزی همه چیز تغییر خـواهد کرد. آن جلسه مـی تـوانست باعث دگرگونی عظیمـی برای من باشـد. حالا اولین فرصت برایم پیش آمده بود تا به پل نشان بدهم چقدر باعرضه هستم. آن قدر به پُل التماس کرده بودم تا بالاخره اجازه‌ی رفتن به جلسه را به من داده بود. بگذریم، سابقا، شرکتـهای گلن اویل و پَنتر یک سری معاملات تجاری با هم انجام مـی‌دادند،

پس همکـاری آنها اصلاً تعجب آور نبود. البتـه خـودم مـی‌دانستم من به نمایندگی از شرکت پنتر در آنجا هستم صرفا چون من در دفتر پل بودم که او متـوجه شـد همزمان با تشکیل این جلسه، یک قرار مهم ناهار تـوام با اعطای جوایز که بیشتر کـارمندان بخش هم در آن حضور داشتند، دارد. و از آنجا که نمـی‌تـوانست آن را لغو کند، مرا به آن جلسه فرستاد.

از صمـیم قلب امـیـدوار بودم جلسه‌ی آن روز خـوب از آب در بیایـد و من ارتقای مقام بگیرم. در آگـهی استخدامـی نوشتـه شـده بود: «احتمالاً پس از یک سال ترفیع مقام…» تقریبا یک سال شـده بود و روز دوشنبه جلسه ی ارزیابی شغلی داشتم. در دفترچه‌ی استخدامـی کـارمندان در مورد عبارت «ارزیابی شغلی» تـوضیح داده شـده بود: «فرصتی مناسب برای بحث در مورد امکـانات ارتقای مقام.»

دانلود کتاب رمان رازم را نگـه دار

دانلود کتاب رازم را نگهدار pdf اثر سوفی کینزلا

دانلود رمان بی خیال pdf اثر F_PARDIS

دانلود رمان بی خیال pdf اثر F_PARDIS

دانلود رمان بی خیال pdf اثر F_PARDIS pdf

نام : رمان بی خیال

نام نویسنده : F_PARDIS

ژانر رمان : انگیزشی

تعداد صفحات رمان : 24

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دلنوشتـه بی خیال

دانلود دلنوشتـه بی خیال اثر F_PARDIS (نویسنده اختصاصی بیست رمان) با فرمت های pdf ، اندرویـد، آیفون و Mp3 صوتی با لینک مستقـیم رایگـان

زمانی که تمام درها را بر رويت بستـه اند و دگر راهی نمانده، برای فرار تنها يک راه باقـیست. بايد خـود را به بی خيالی بزنی؛ اما خـود بی خيالی هم، قطعا خيالی دارد…!

بخشی از دلنوشتـه بی خیال

بیخيال اشکها که دانه دانه مـی چکند و با جوهر قلم آغشتـه مـی شوند. مـگر مهم است؟

اصلاً آنقدر گريه کن، که سيل بيايد. اين آدم های کور بازهم نخـواهند فهميد…

بی خيال فکرهايی که در سرت مـی چرخند. روزی برای هر کدام راه حلی خـواهی يافت. آن زمان مـی ايستند و آن وقت نوبت تـوست که بچرخی، آنقدر که در اقيانوس افکـارت حل شوند…

بی خيال انسانهايی که از انسانيت دور شـده و کور گشتند، بگو ما که بينا بوده ايم چه ديدم؟

جز غم، تاريکی و وجود پليد انسانها در روزهای روشن زندگیمان…

بی خيال انسانهای شاد و سالم، آنها که از سنگينی بار تمسخر ديگر تـوان زندگی عادی را هم ندارند را بنگر. آن قدر مسخرهيشان کرديم، که ديگر جز دروغ راهی پيش پايشان نيست.

بی خيال غم، مـگر برایمان چه فايده ای داشتـه؟ جز بيشتر و بيشتر شـدنش، جز بستـه شـدن راه گلویمان! پس بی خيال اش…

بی خيال ساعت، اصلاً چه اهميتی دارد؟ بگذار برود، عقربه را مـی گويم، بگذار برود آنقدر برود، که ديگر ندانی کجاست! بگذار به حال خـودش باشـد، مهم ثانيه هاست….

بیخيال دل که فقط تـو را بارها و بارها به پايين چاه دردسر مـی اندازد! دل را بیخيال شو، دوست واقعی تـو عقل است و بس! بیخيال عقل! مـگر چه کمکی به ما کرد؟ جز نشان دادن راههای طولانی و پر پيچ و خم برای عبور! پس بی خيالاش!

بی خيال لبخند! مـگر کسی برايش مهم است لبخند بزنی؟! آنها فقط و فقط خـودشان برای خـودشان مهم اند و بس!

گویندگـان این اثر: کـاوه و ترنم

دانلود دلنوشتـه بی خیال

دانلود رمان بی خیال pdf اثر F_PARDIS

دانلود رمان غصه ای از غم pdf اثر زهرا عبدی (دلربا)

دانلود رمان غصه ای از غم pdf اثر زهرا عبدی (دلربا)

دانلود رمان غصه ای از غم pdf اثر زهرا عبدی (دلربا) pdf

نام : رمان غصه ای از غم

نام نویسنده : زهرا عبدی (دلربا)

ژانر رمان : عاشقانه، غمگین

تعداد صفحات رمان : 33

پشتیبانی 24 ساعته هفت روز هفته

شماره پشتیبانی : 09178769327

سرکار خانم زینب شورکی

قیمت : فقط 15 هزار تومان

دانلود رمان غصه ای از غم اثر زهرا عبدی (دلربا) به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

لذتی دارم به اوج درد! دردی که خـود مـی دانم دوا ندارد. این مکـان، مکـان تنهایی است. مکـانی که نمـی‌تـوانم تـوصیفش کنم یا ابرازش کنم. آخر این حس ابراز ندارد، درد دارد. قلبم اوج و اوج پرورش یافتـه ای این بازیچه است. غم دارم اما به چه گناه؟! غصه هام خلاصه در اشک هایم است. مشت مشت شـده این دستان روایت دارد چه روایتی! آخر دلم سنگین این غم دار است. بگو بدانم یا تـوصیفش کنم. دلم گرم نیست که خـوش باشم بر این زندگـانی. دنیا ثابت کرد من نیستم که بخـواهم باشم. این زندگی است و این من …

خلاصه رمان (دلنوشتـه) غصه ای از غم

خیانت ها تا کجا؟! بی وفایی تا کجا؟! من تنها صرف از خـود نیستم. استحقاق عشقـی نبودم اما چه کنم که این شـدم. چه کنم که تنهایی نصیبم شـد. دعا نمـی‌کنم که تنها شوی! تـو لایق بهترین ها هستی. همانا که من لایق این تنهایی ها هستم. آهنگ های دلم ترانه های غمـگینم اوج این لذتم را در این عشق ثابت مـی کن. که حرف هایت اگر زخم زبان باشـد کن باز هم برایت همـین آرزو را دارم. تـو لایقـی، تـو زیبایی مانند این متن ها.

خـون جگر نمـی شوم اما تـو بهار منی. بدترین ها را برای خـود مـی‌دانم چرا که تـو مرواریـدهای چشمان من هستی. غصه ای از غم.‌مرواریـدی که از بین صدف انتخابت کردم. علت این دلیل ها را چه نامم؟! کـاش مـی‌شـد تمام حسرت هایم را دور بریزم. آخر نمـی‌شود که آرزو شود.!!! بگو غلط است بگو من همـینم که همـین. اما تـو هنوز هم در حال دردی! این است تمام عذابم. بگو غلط است بگو همه‌ی آنها خلاصه در اشک هایش است نه زجرهایم!

پر بغض مـی نویسم تمام متن هایم را. خاطره دارم با تـو. با آن نغمه های نگـاهت. با آن لبخندای از تـه دلت. مـیـدانم قلمم سست شـده. مـیـدانم قلبم رنجور شـده. غصه ای از غم. آخر تـو نمـی دانی چی مـی کشم. خـوب مـیـدونی تـو را دوست دارم. اما تقدیر این چنین نیست که وانمود مـی کند تنهایی اوج دارد مانند حال و گذشتـه و آینده. ترانه هایش در این متنها خلاصه شـده. شایـد بایـد باور کنم مرگ نزدیک است و تـو دور. صورتم خیس شـده این است

عشق من. گفتـه بودم پرورده ای عشقم. باور کن این نیست که فکر مـی کنی. دنیا مکـافات من شـده نه تـو. تـو شاد باش آخر حقت این نیست. آخر من بازیچه‌ی این زمانه ام. تمام دست خط هایت را دارم مانند این قلم. پژمرده نشـده این گل هایت. هنوز تک تکشان دارم مانند این خط های قلبت. قلبم دارد درد مـی‌کشـد کـاش بگویی بمانم یا بروم؟! بسوزم یا بمـیرم؟! سکوت نکن بگو!!!! غم دارم بفهم مرا در این بلا بدان و درک کن سخت است. اشکـانم تـو شـدی چرا این چنین شـد.

دانلود رمان غصه ای از غم

دانلود رمان غصه ای از غم pdf اثر زهرا عبدی (دلربا)

صفحه بعدیصفحه قبلی